آردین و آویناآردین و آوینا، تا این لحظه 4 سال و 10 ماه و 6 روز سن دارد

پسری مقدس و پاک همنام محمد(ص) و دختری پاک و مطهر همنام فاطمه(س)

آوینا نقاش باشی،آردین رقاص باشی

آوینا علاقه زیادی به نقاشی و نقاشی چهره دارد و به قول خودش دقمه های لباس رو هم می کشه،دز نقاشی چهره همه جزییات اعم از لب و ابرو ها و مژه ها رو هم می کشه ،درست است که بعضی وقتها عکس گل هم می کشه اما علاقه ای به کشیدن جزییات دیگر رو ندارد.اما آردین هم هنوز توانایی کشیدن نقاشی ندارد فقط خط خطی می کند هنوز مشخص نیست چپ دست است یا راست دست، بیشتر  سعی دارد از آوینا تقلید کنه،رقاصی و ماشین بازی کار دایمی او هست.خصوصا وقتی سوار ماشین می شه سعی می کند ماشین های کامیون و اتوبوس رو نگاه کند‌.
22 بهمن 1397

آردین همچنان در کار درمانی،آوینا متاثر از اتفاقات مهد

آوینا خانم هنوز علاقه زیادی به سرلاک دارد و قوت قالبش سرلاک هست شبها حتما قبل از خوابش سرلاک می خواهد و می گوید مامانش می خواهد درست کنه به همین خاطر در یک ماه از ۱۶ کیلو به ۲۰ کیلو افزایش وزن پیدا کرد ،اگر چه آوینا در شعر خواندن و نقاشی کردن تبحر دارد اما هنوز در ادا کردن افعال مشکل دارد، مثلا اگر گشنش باشد مامان گشنشه،یا اگر سرش درد بگیرد می گوید سرت درد می کند،اما آوینا خیلی متاثر از اتفاقات مهدش است مثلا همش صحبت از دوستاش مثل روشا،کیان،امیر حسین است و می گوید به خاله پوری یا خاله زهرا می گوید. اما آردین همچنان در کار درمانی هست. متاسفانه هنوز دایره لغات آردین به تعداد انگشت های دو دست نرسیده است. مامان،بابا،من،نه،آ،عمه،این،آینا،بل...
18 بهمن 1397

آردین و تمرین های کاردرمانی؛ آوینا جیگر کی بود؟

آردین جند مدت است که برای صحبت کردن کاردرمانی  می رود و دایره لغتش یه مقداری بالا رفته است؛در هنگامی هم که ماشین هستم آهنگ هایی که دوست دارد با آهنگش جلو می رود اما شیطنتهای زیادش جون ما را گرفته است آوینا خانوم هم که نازش جون ما را گرفته است رنگهای مورد علاقه اش هم هرگز نمی گذرد رنگ مورد علاقه اش صورتی است و همه لباسهایش باید به همین رنگ باشد وگرنه نمی پوشد وقتی هم که من پیشش هستم گردن من رو می گیره و با آن صدای کودکانه اش دلم را می برد و می گوید "جیگر کی بودی تو" "عسل کی بودی تو" و...
24 دی 1397

سال 97 و اتفاقات و ماجراهای سفر نوروزی

سال 97 و سالگرد چهارمین سال تولد آوینا و آردین با اتفاقات ریز و درشتی برای ما بود که برای هر کدام از بچه ها به قرار زیر است: آردین:هنوز بابا مامان بله نه و من را می گوید و قادر به تکلم کامل نمی باشد قرار است دکتر جهت معالجه ببریم.شیطنت های بسیار و بهم ریختن های زیاد آن مارا کلافه کرده است با وجود آنکه صحبت نمی کند اما ما متوجه تمام کلماتش می شویم. آوینا:ناز و عشوه و بهونه گیریهاش خصوصا وقتی خوابش بگیرد دیوانه کننده شده است به لباس عروس و جورابهای کوچک طوری علاقه دارد به رنگ صورتی خیلی علاقه دارد و می گوید به من نگویید آوینا خانوم به  من بگویید عروس خانوم.
15 فروردين 1397

آوینا خانم چادر به سر آقا آردین عینک به چشم

از اتفاقات جالب این چند روزه نماز خوندن آوینا خانم است که باعث شده است که من دوربین به دست به دنبالش باشم تا چادری به سر کند و من هم عکس ازش بگیرم آقا آردین هم عینک نمره 1.5 گرفته که باید عینک رو تحمل کنه.آقا آردین هنوز هم حرف نمی زنه همه چیزها را با ایما و اشاره بیان می کند اما آوینا خانم معلم اخلاق هم شده چون می گوید مامان ای کثافت نه چرکولک.همچنین آقا آردین همش در حال شر ریختن در خانه ما هست و در خانه روزی نیست که چیزی را نشکند و بابت این قضیه بارها تنبیه شده است.  
28 دی 1396

آردین و اوینا روی تخت خودشان می خوابند

الان دیگه آردین و آوینا ریو تخت خودشان می خوابند ؛آوینا در حال یادگرفتن شهر های جدید است و آردین دنبال یادگیری شیطنتهای جدید است. از جدیدترین شعر های آوینا عبارت است از: رسیدیم و رسیدیم کاشکی نمی رسیدیم،توراه بودیم خوش بودیم سوار لاک پشت بودیم. یا جدیدا که ورزش هم می کند:دست راست دست راست روی پای چپ اینور کدو اونور کدو پشت کدو جلوی کدو .... یا این کمرو قرش بده اینور و اونورش بده.... الان هم دیگه صبحا من باید بچه ها رو ببرم مهد کودک و بیارمشون.اگر من نباشم بچه ها گریه می کنند.بچه های روز به روز علاقه شان به من بیشتر می شود.
16 آبان 1396

آوینا و حیوانات ؛آردین هر روز شیطانتر از دیروز

آوینا خانوم هر شب باید داستان گوش بدهد تا بخوابد و گوینده های قصه هایش پدرش است؛ یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبودو در انتها هم قصه ما با جمله پایانی قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید بالا اومدیم ماست بود قصه ما راست بود پاینن اومدیم دوغ بود قصه ما دروغ نبود. اما موضوعات داستانها هم باید مورد علاقه آوینا خانوم و از صدای حیوانات گرفته تا ادا شکلک های من تشکیل می شه تا به انتها برسه؛آوینا هم که الان صدای همه جانورها رو در می آره در بین داشتان میگه اسب چی میگه"پیتکو پیتکو ایییییییی"خرس چی میگه"آووووو من عسل می خوام"غورباقه چی میگه"غوووووور" و ... اما آقا آردین تمام شیطنتهای موجود را انجام...
29 شهريور 1396

"آردین جیگر باباشه"؛"بله" شوفر خونه ما کیه؟

جدیدا آقا پسر شیطون قصه ما تصمیم به حرف زدن گرفته مثلا وقتی بهش میگیم آردین جیگر باباشه با همون حالتی که میگه عمه با همون لهجه میگه "بعععععله" جدیدا که میرم مهدکودک بچه ها دنبالشون آقا پسر باید پشت ماشین بشینه اون هم با تبحری که انگار چند سال راننده است فرمون را اینطرف اونطرف می کنه؛آردین مثل یه راننده حرفه ای هر وقت خسته میشه هم دستی بر فرمون می زاره و بیرون رو نظاره می کنه.هر وقت هم ماشین خاموش است دست میبره به کلید و میخواهد ماشین را روشن کند. تآوینا هم نظاره گر رانندگی آردین هست که درست رانندگی کنه و بغل من میشینه و کارهای آردین رو نگاه می کنه. ...
12 مرداد 1396

داستانهای شبانه من با بچه ها

یه چند مدت است که مادر بچه ها میره سر کار و این مسئولیت من را در قبال بچه ها بیشتر کرده  مثلا من باید برم دنبال بچه ها مهدکودک بیارمش،مسئول مهدشون شکایت شدید لحن در خصوص آردین کرده است که ایشان باعث می شود مهد کودک ما تعطیل شود چون این آقا پسر شیطان با کوچکترین آهنگی شروع به رقصیدن می کنه مثل اینکه داره خردادیان می رقصه آوینا خانم که هر وقت می خوایم از اونجا بیایم مورد الطفات و توجه اطرافیانش قرار می گیره،جدیدا هم خاله سارا موهاشو قشنگ می بافه و اون رو به ما میده به آوینا میگیم خاله سارا به آوینا چه میگه با اون لهجه نازش میگه "خاله سارا میگه آوینا خیییییییلی خوبیه " شبها هم من باید بچه ها رو آمده خواب کنم چون اون زمان مادرش...
29 تير 1396

جیگر بابا کیه؟چه کسی بر مهرهای پدر بوسه می زند؟

آوینا با دلبری هایش همه را مبهوت خود کرده است و همواره در حال تکرار آن می باشد بابا از او سئوال می کند جیگر بابا کیه و او در جواب می گوید"آمانا "جدیدا هم در کباب کردن جوجه به پدرش کمک می کند و در ضمن علاقه ای بسیار زیاد به بستن کش بر روی موهای پدر و پدر بزرگ دارد و تلاش می کند رنگ ها را شناسایی کند:رنگ موهای آوینا چه رنگیه؟"مشکی" مامان چه رنگیه "بلوند" بوده(پدر بزرگش) چه رنگیه؟"سپیده" اما آردین جدیدا شب ها بی خوابی به سرش می زند و همه چراغها را روشن می کند وشروع به شیطانی می نماید و اگر پدر نماز بخواند مهرهای پدر را بوسه می زند و اینقدر خیس می کند که توانایی خواندن نماز دیگر وجود ندارد. ...
12 تير 1396