پسری مقدس و پاک همنام محمد(ص) و دختری پاک و مطهر همنام فاطمه(س)

شرح زندگی پسر و دختر دوقلوی من

آوینا خانم چادر به سر آقا آردین عینک به چشم

از اتفاقات جالب این چند روزه نماز خوندن آوینا خانم است که باعث شده است که من دوربین به دست به دنبالش باشم تا چادری به سر کند و من هم عکس ازش بگیرم آقا آردین هم عینک نمره 1.5 گرفته که باید عینک رو تحمل کنه.آقا آردین هنوز هم حرف نمی زنه همه چیزها را با ایما و اشاره بیان می کند اما آوینا خانم معلم اخلاق هم شده چون می گوید مامان ای کثافت نه چرکولک.همچنین آقا آردین همش در حال شر ریختن در خانه ما هست و در خانه روزی نیست که چیزی را نشکند و بابت این قضیه بارها تنبیه شده است.  
28 دی 1396

آردین و اوینا روی تخت خودشان می خوابند

الان دیگه آردین و آوینا ریو تخت خودشان می خوابند ؛آوینا در حال یادگرفتن شهر های جدید است و آردین دنبال یادگیری شیطنتهای جدید است. از جدیدترین شعر های آوینا عبارت است از: رسیدیم و رسیدیم کاشکی نمی رسیدیم،توراه بودیم خوش بودیم سوار لاک پشت بودیم. یا جدیدا که ورزش هم می کند:دست راست دست راست روی پای چپ اینور کدو اونور کدو پشت کدو جلوی کدو .... یا این کمرو قرش بده اینور و اونورش بده.... الان هم دیگه صبحا من باید بچه ها رو ببرم مهد کودک و بیارمشون.اگر من نباشم بچه ها گریه می کنند.بچه های روز به روز علاقه شان به من بیشتر می شود.
16 آبان 1396

آوینا و حیوانات ؛آردین هر روز شیطانتر از دیروز

آوینا خانوم هر شب باید داستان گوش بدهد تا بخوابد و گوینده های قصه هایش پدرش است؛ یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبودو در انتها هم قصه ما با جمله پایانی قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید بالا اومدیم ماست بود قصه ما راست بود پاینن اومدیم دوغ بود قصه ما دروغ نبود. اما موضوعات داستانها هم باید مورد علاقه آوینا خانوم و از صدای حیوانات گرفته تا ادا شکلک های من تشکیل می شه تا به انتها برسه؛آوینا هم که الان صدای همه جانورها رو در می آره در بین داشتان میگه اسب چی میگه"پیتکو پیتکو ایییییییی"خرس چی میگه"آووووو من عسل می خوام"غورباقه چی میگه"غوووووور" و ... اما آقا آردین تمام شیطنتهای موجود را انجام...
29 شهريور 1396

"آردین جیگر باباشه"؛"بله" شوفر خونه ما کیه؟

جدیدا آقا پسر شیطون قصه ما تصمیم به حرف زدن گرفته مثلا وقتی بهش میگیم آردین جیگر باباشه با همون حالتی که میگه عمه با همون لهجه میگه "بعععععله" جدیدا که میرم مهدکودک بچه ها دنبالشون آقا پسر باید پشت ماشین بشینه اون هم با تبحری که انگار چند سال راننده است فرمون را اینطرف اونطرف می کنه؛آردین مثل یه راننده حرفه ای هر وقت خسته میشه هم دستی بر فرمون می زاره و بیرون رو نظاره می کنه.هر وقت هم ماشین خاموش است دست میبره به کلید و میخواهد ماشین را روشن کند. تآوینا هم نظاره گر رانندگی آردین هست که درست رانندگی کنه و بغل من میشینه و کارهای آردین رو نگاه می کنه. ...
12 مرداد 1396

داستانهای شبانه من با بچه ها

یه چند مدت است که مادر بچه ها میره سر کار و این مسئولیت من را در قبال بچه ها بیشتر کرده  مثلا من باید برم دنبال بچه ها مهدکودک بیارمش،مسئول مهدشون شکایت شدید لحن در خصوص آردین کرده است که ایشان باعث می شود مهد کودک ما تعطیل شود چون این آقا پسر شیطان با کوچکترین آهنگی شروع به رقصیدن می کنه مثل اینکه داره خردادیان می رقصه آوینا خانم که هر وقت می خوایم از اونجا بیایم مورد الطفات و توجه اطرافیانش قرار می گیره،جدیدا هم خاله سارا موهاشو قشنگ می بافه و اون رو به ما میده به آوینا میگیم خاله سارا به آوینا چه میگه با اون لهجه نازش میگه "خاله سارا میگه آوینا خیییییییلی خوبیه " شبها هم من باید بچه ها رو آمده خواب کنم چون اون زمان مادرش...
29 تير 1396

جیگر بابا کیه؟چه کسی بر مهرهای پدر بوسه می زند؟

آوینا با دلبری هایش همه را مبهوت خود کرده است و همواره در حال تکرار آن می باشد بابا از او سئوال می کند جیگر بابا کیه و او در جواب می گوید"آمانا "جدیدا هم در کباب کردن جوجه به پدرش کمک می کند و در ضمن علاقه ای بسیار زیاد به بستن کش بر روی موهای پدر و پدر بزرگ دارد و تلاش می کند رنگ ها را شناسایی کند:رنگ موهای آوینا چه رنگیه؟"مشکی" مامان چه رنگیه "بلوند" بوده(پدر بزرگش) چه رنگیه؟"سپیده" اما آردین جدیدا شب ها بی خوابی به سرش می زند و همه چراغها را روشن می کند وشروع به شیطانی می نماید و اگر پدر نماز بخواند مهرهای پدر را بوسه می زند و اینقدر خیس می کند که توانایی خواندن نماز دیگر وجود ندارد. ...
12 تير 1396

گرمی خوری آردین در روزهایی که آوینا در حال بازی کردن تاب سرسره است

ما برای اینکه برای بچه ها هرکاری که می توانیم انجام بدهیم برای آردین دکتر طب سنتی گرفتیم تا بیاید و در منزل آردین را معاینه نماید،دکتر طب سنتی هم پس از اینکه آردین را معاینه نمود گفت طب آردین سرد است و باید گرمی مصرف نماید و مادرتان از شیره خرما و انگور گرفته تا کمیابترین داروهای عطاری و گنجشک را خریداری نموده است تا به آردین بدهد تا شاید بهبودی آردین حاصل شود.این شبها برای آردین و آوینا شبهای ویژه ای است زیرا شبها(تقریبا هر شب)ما به پارک می رویم و آردین و آوینا به بازی مشغول می شوند در ان بین آوینا چندان مشکلی ندارد و به بازیهای معمول پارک مشغول می شود.البته برخی اوقات بدون اختیار در داخل پارکها می دود و این قضیه ما را هراسان می نماید.اما ق...
3 تير 1396

رقص های آردین غوغا می کند و آوینا دختری که حلیم خوشمزه می خورد

سلطان رقص های زیبا "آردین" در حال یکه تازی در خانواده اصغری نژاد است ایشان با همان ریتم همیشگی خویش دلبری می کند عمه اش جدیدا یک نرم افزاری تهیه کرده است که فیم های کوتاه را با حالت قشنگی تکرار ی کند و این رقص مورد توجه همه قرار گرفته است. اما شیرین زبانی های آوینا تمامی ندارد هر روز مطلب جدید جالبی از وی نقل و قول خانوداه ماست؛مثلا خاله اش می گوید آوینا درباره نقاشی من نظر بدهد و می گوید"من نظری ندارم"یا التماسهایش برای سوار شدن بر روی آساسنسور از آردین صحنه های جالبی را خلق می کند علاقه شدیدی به حلیم خوشمزه،بستنی قیفی و  البته همانند مادر بزرگش به کوباب دارد. ...
21 خرداد 1396

آردین مردی با موهای تراشیده که دوچرخه می راند

چند روز پیش مادر بچه ها خواست موهای بچه ها را کمی کوتاه کند اما از دستش در رفت و موهای آردین رو از ته تراشید الان آردین جذبه اش زیاد شده است . دو چرخه سواری شبانه جزء برنامه های من برای بچه هاست که تقریبا هر شب در حیاط با بچه ها اتفاق می افتد. خصوصاً آردین علاقه بسیار زیادی به دوچرخه سواری دارد و هر شب سوار بر دوچرخه این طرف و ان طرف می رود آوینا هم نی نی،کوچولو و هاپو(عروسکهای مورد علاقه اش)را سوار بر کالسکه اش می کند و به گردش می برد بعضی وقتها این عروسکها بازیگوشی می کنند و از کالسکه می افتند و اشک آردین رو در می آورند.   ...
2 خرداد 1396

سرپنجه های قوی آردین هر روز محکمتر از دیروز و نقاشی های مفهومی آوینا

برای اینکه آردین هر روز قویتر گردد ما برنامه های تمرینی ویژه های برای وی تدارک دیده ایم،هر روز این مرد قوی پنجه به مدت یک ساعت تمرین سرپنجه زدن از نوع سرعتی,پرشی دو بله وسط و قدرتی را با پدرش  تمرین می کند در برخی اوقات مثل دیشب شدت تمرین به حدی می رسد که وی پس از ساعت 12 به راحتی هرچه تمامتر به خواب عمیق می رود. اما آوینا خانم الان علاقه زیادی به نقاشی کردن پیدا کرده و نقاشی هایش هم تصوراتش از محیط اطراف است با ترجمه کودکانه خودش.مثلا مرا یک خط خطی بزرگ و مادرش را یک خط خطی کوچک ومعلم مهدکودکش را یک خط دراز نقاشی می کند. جدیدا هم آوینا جملات با مفهوم یا بی مفهوم درباره مهدکودک بیان می کند،مثلا خاله زهرا و خاله معصومه معلم های ...
29 فروردين 1396