آردین و آویناآردین و آوینا، تا این لحظه 4 سال و 10 ماه و 6 روز سن دارد

پسری مقدس و پاک همنام محمد(ص) و دختری پاک و مطهر همنام فاطمه(س)

اتفاق بد برای آردین

چند روز پیش رفتیم واکسن یک سال و نیمی آردین رو زدیم،به همین خاطر آردین نمی تونست راه بره اما شیطنت این بچه کار دستش داد اما خدا رو شکر به خیر گذشت.  ماجرا از زمانی شروع شد که من اومدم و بازی معروف آردین می خواست شکل بگیره اما به خاطر واکسنی که زده بود دست و پاش با هم میزون نبود به همین خاطر دستش گیرکرد به فرش و با صورت اومد رو زمین و لباش زخمی شد و پر خون شد من هم سریع بغلش  کردم خدا رو شکر به خیر گذشت و اتفاق ناگواری نیفتاد اما خوب به هر حال تا مدتها آردین گریه می کرد. آردین بر خلاف آوینا اتفاق هایی که برای زنها خصوصا مادرش می افتد برایش جلب توجه می کند مثلا اگر مادرش رنگ موهاش رو عوض کنه یا اگر یه زنی یک لاک نا متعارف بز...
22 دی 1394

ماجراهای شاهدونه وبازی های مورد علاقه آردین و اوینا

الان هر روز  که می گذره من خوشحال تر می شم چون آردین هر روز هوشیارتر می شه و داره عقب موندگیش رو جبران می کنه،الان کامل ما رو می شناسه وقتی میگیم بیا بغلمون کامل دستش رو به جلو می آره الان می تونه چند قدمی راه بره و کاملا تحت تمرینهای من داریم جواب می گیریم. هر روز که من میام نیم ساعت تمرین راه رفتن داریم بعد شروع به بازی کردن می کنیم بازی آردین خیلی سخت نیست آقا آردین به سمت من می آد و من از پام یه لایی باز می کنم و اون در حالی که داره به من برخورد می کنه از زیر پای من رد می شه و این به شدت مورد علاقه آردین است اما آوینا حوصله این جور بازی ها رو نداره هر وقت که داره رد می شه آردین  چهار دست و پا به سمت باسنش می ره ...
13 دی 1394

دیر خوابیهای آردینآوینا امانم رو بریده

فصل جدید از سختی های آردین و آوینا شروع شده است. و مربوط به خوابیدن آردین و آوینا است.من صبح تا شب نیستم و وقتی هم از سر کار  می آم مسئول بازی کردن و سرگرم کردن بچه ها من هستم حتی خوابوندن بچه ها هم من انجام می دهم. وقتی که بچه ها زود می خوابند من هم می تونم زود بخوابم ام یه چند شب است در حد دیوانه کننده ای بچه ها دیر می خوابند مثلا دیشب ساعت 3.5 شب خوابیدند و چون من  ساعت 6.5 باید برم  سر کار و روزی 3 ساعت خواب در طولانی مدت من رو واقعاً خسته کرده است. امیدوارم از این مرحله هم به سلامت بگذریم چون واقعا خسته ام. ا اما ماجرای نخوابیدن بچه ها هم جالب است؛ قبلا به این صورت بود که امکان داشت یکی از بچه ها تا ساعتها نخوابند ب...
29 آذر 1394

گزارش لحظه به لحظه از مریضی آردین

امروز آردین مریض شد و ما ناچار شدیم ببریمش دکتر ،آخرین خبرم از بهبودی حال آردین می دهد. اما گزارش لحظه به لحظه آردین به شرح زیر است: -ساعت 8 شب روز یک شنبه 22/9/94 ما هنوز از خونه خارج نشدیم آردین در حالت خواب شیشه به دهن توسط من که تازه از  سر کار اومده بودم مشاهده گردید. -ساعت 8.5 آردین بیدار شده اثری از مریضی نیست ماامده شدیم بریم مهمانی خونه مادر بزرگ. - ساعت 9 ما خونه مامان بزرگ بچه ها هستیم آردین در حال دختر بازی و صحبت با دو خواهر .یه نگاه به دختر دائی بابا می کنه و یه نگاه به دختر دائی دیگر بابا که تو موبایل هست می کنه،با تعجب به عکس و دختر دائی های بابا نگاه می کند و می گوید اینها چقدر شبیه هم هستند. -آر...
23 آذر 1394

جنگ های گلادیاتوری آردینآوینا

هر روز میگذره تنشهای دو قلوها ما هم بیشتر میشه .آردین چون جثه کوچکتری نسبت به آوینا داره همش می خواد بهش ضربه بزنه ،ولی آوینا تا آنجا که بتونه آردین رو تحمل می کنه و چون ما بهش یاد دادیم که باید دیگران را نوازش کنه وقتی آردین موهاشو میکشه اون با دستهای کوچیک و تپلش آردی رو قلقک می ده و میگه گیلی گیلی. اما در برخی از مواقع که حوصله اش رو سر می بره نا چار میشه با آردین مقابله کنه، و اون را مورد شماتت قرار ده. در برخی از مواقع که کار بالا میگیره جنگ گلادیاتوری هم ممکنه بینشون در بگیره و اون کسی که عموماً پیروز میشه آوینا ست.بعد از اینکه بر آردین پیروز شد بر می گرده و از پشت میشینه روی آردین. ...
12 آذر 1394

امان از چنگهای آردین و گل گل کردن آوینا

همانطور که گفتم آردین وقتی من رو می بینه یاد بازی می افته و مادرش رو می بینه احساساتش گل می کنه و بازی مورد علاقه اش هم بیشتر حرکتی ضربه ای است مثلا دوست داره تو چشم و چال من بزنه تا من عکس العملی نشون بدم و اون بخنده دیشب هم همین اتفاق افتاد و تمام چشم و چالم رو چنگ انداخت.اما بازی جدید مورد علاقه آوینا گل گل کردنه یعنی دوست داره تو صندلی یا تخت بشینه یا بخوابه و به جلو یا عقب بره و بگه گل گل .... ...
3 آذر 1394

آوینا شاهزاده ای از جنس پریا

آوینا خانوم قصه ما "ناز"داره دوباره به روزهای خوب خودش یعنی خوردن البته نه خیلی خوب برگشته. دختر بچه ها همیشه کوچیک که بودند کفشهای مامانشون رو می پوشیدند و می گفتند می خواند برند خرید.آوینا خانوم ما هم همین طور است،آخه کاره خیلی ناز نازیه: خیلی دوست داشتنیه به همین دلیل شاهزاده است."شاهزاده ای از جنس پریا"   ...
25 آبان 1394

اعجوبه ای به نام آردین

همونطور که گفتم آردین یک مرد فوق العاده است که همتا ندارد ،اذیت کردنهاش هم منحصر به فرد است؛ در نگاه اول اگر کسی ندونه چه شخصیتی دارد؛فکر می کنه این بچه مظلومترین بچه روی زمین است.وقتی خواهرش در حال راه رفتن است اون از پشت خواهرش رو با سرش هل میده و وقتی خواهرش عصبانی میشه و اون رو تنبیه می کنه شدیدا گریه می کنه.و اگر هم خواهرش توجه نکنه هر هر بهش می خنده به من هم که می رسه بازی کردنش می آد،سر و کل من رو چنگ میندازه بالا و پائین می پره و وقتی هم من عکس العمل نشون می دم هر هر می خنده  اما نسبت به مادرش احساس عاشقیش گل می کنه و  مثل کوالا و کاملا احساسی به مادرش می چسبه و نمی خواد ازش جداشه. دست توی هر چیزی که نباید...
25 آبان 1394

روزهای سخت اردیناوینا از راه رسید خوابهای نا منظم

یه عادت بدی که جدیدا بچه ها پیدا کردند خوابیدن سخت اونهاست جدیدا عادت کردند شبها دوقلوهامون ساعت 7 شب بخوابند و تا ساعت 9 الی 10 می خوابند ولی از اونطرف تا ساعت 3 الی 4 شب نمی خوابند و این من و مامانتون رو کلافه کرده است.مثلا پریشب من چون خسته بودم ساعت 9.5 خوابیدم اما مادرتون تا ساعت 4 صبح مشغول خوابوندن بچه ها بود و دیشب هم من با ترفندهای خودم بچه ها رو به زور ساعت 2 خوابوندم.
21 آبان 1394

اولین اصلاح مو آردین و "نه"آوینا به مامانو باباش

دیروز برای اولین بار موهای آردین رو زدیم آخه خیلی پریشون شده بود؛عزیز دل بابا دیگه مردی شده برای خودش. این هم اولین مو آردین بعد از اصلاح:   آوینا هم لحظه به لحظه نازتر میشه؛عزیز دلم وقتی من و مامانش بهش میگیم آوینا یه بوس میدی؟ دستاشو باز می کنه و با حالت ناز میگه:"ن...ه". وقتی هم میگیم آوینا خوشگله؟چیزی نمیگه. یعنی تمام جمله های ما رو می فهمه.حالا دیگه مدل رقصیدنش هم تنوع داده و عقب جلو قر از پایین و تکون دادن با سر هم به رقصش اضافه شده. بعدش خودش دست می زنه و بعد از اینکه دست زدنش تموم میشه خودش دستش رو عقب میاره که یعنی تمومش کنید دست زدن رو. ...
14 آبان 1394