آردین و آویناآردین و آوینا، تا این لحظه: 5 سال و 7 ماه و 23 روز سن داره

پسری مقدس و پاک همنام محمد(ص) و دختری پاک و مطهر همنام فاطمه(س)

اتفاق بد برای آردینآوینا

ما سه روز بسیار بد برای آردینآوینا داشتیم. اتفاق از صبح روز چهارشنبه شروع شد، مادرتون به من زنگ زد که من و آردین مریض شده ایم,ما اولش فکر میکردیم که این فقط یه سرماخوردگی ساده است،به همین دلیل زیاد موضوع را جدی نگرفتیم اما دریغ از این موضوع که این موضوع باعث خلق اتفاقات دلهره اوری در آینده برای ما خواهد شد. مادرتون ساعت 6 به من زنگ زد که من حالم بده و سریعاً به خانه مراجعه کن چون من باید به دکتر بروم ،اما من از لحن صحبتهای مادرتون  متوجه شدم که اتفاق ناگواری افتاده است.به همین دلیل سریعاً خودم را به خانه رساندم و در مراجعه به خانه متوجه شدم آردین به علت تب بالا تشنج نموده است.به همین دلیل سریعا به بیمارستان ت...
26 دی 1394

آردینآوینا و لوک خوش شانس

مامانتون چند روز پیش یه لباس سر همی خوشگل براتون خرید من هم همش اذیتش می کردم که چرا برای بچه ها لباس دالتونها رو خریدی؟ بعد هم امروز با فتوشاپ یه عکس یادگاری براتون درست کردم به نام "دوقلو ها لوک خوش شانس و دالتونها" ...
23 دی 1394

اتفاق بد برای آردین

چند روز پیش رفتیم واکسن یک سال و نیمی آردین رو زدیم،به همین خاطر آردین نمی تونست راه بره اما شیطنت این بچه کار دستش داد اما خدا رو شکر به خیر گذشت.  ماجرا از زمانی شروع شد که من اومدم و بازی معروف آردین می خواست شکل بگیره اما به خاطر واکسنی که زده بود دست و پاش با هم میزون نبود به همین خاطر دستش گیرکرد به فرش و با صورت اومد رو زمین و لباش زخمی شد و پر خون شد من هم سریع بغلش  کردم خدا رو شکر به خیر گذشت و اتفاق ناگواری نیفتاد اما خوب به هر حال تا مدتها آردین گریه می کرد. آردین بر خلاف آوینا اتفاق هایی که برای زنها خصوصا مادرش می افتد برایش جلب توجه می کند مثلا اگر مادرش رنگ موهاش رو عوض کنه یا اگر یه زنی یک لاک نا متعارف بز...
22 دی 1394

ماجراهای شاهدونه وبازی های مورد علاقه آردین و اوینا

الان هر روز  که می گذره من خوشحال تر می شم چون آردین هر روز هوشیارتر می شه و داره عقب موندگیش رو جبران می کنه،الان کامل ما رو می شناسه وقتی میگیم بیا بغلمون کامل دستش رو به جلو می آره الان می تونه چند قدمی راه بره و کاملا تحت تمرینهای من داریم جواب می گیریم. هر روز که من میام نیم ساعت تمرین راه رفتن داریم بعد شروع به بازی کردن می کنیم بازی آردین خیلی سخت نیست آقا آردین به سمت من می آد و من از پام یه لایی باز می کنم و اون در حالی که داره به من برخورد می کنه از زیر پای من رد می شه و این به شدت مورد علاقه آردین است اما آوینا حوصله این جور بازی ها رو نداره هر وقت که داره رد می شه آردین  چهار دست و پا به سمت باسنش می ره ...
13 دی 1394
1