آردین و آویناآردین و آوینا، تا این لحظه: 5 سال و 5 ماه و 29 روز سن داره

پسری مقدس و پاک همنام محمد(ص) و دختری پاک و مطهر همنام فاطمه(س)

عکسهای تماشائی آردین و آوینا

می خواستم بریم بیرون به مامانتون گفتم شماها رو آماده کنه تا ببرمتون بیرون وقتی اومدم خونه آوینا و آردین بیدار بودند و مادرتون هم داشت شما رو آماده می کرد آوینا وقتی من رو دید زود اومد طرف من دستاشو برد بالا ،چون می دونست من باید اون رو بلند کنم وقتی به چهره مظلوم و زیبای آردین وآوینا نگاه کردم دلم نیومد ازتون عکس نگیرم تا همیشه این لحظهثبت بشه ،این عکسها رو هم همون موقع گرفتم : از نکات جالب برای اینکه فضا یه مقداری هنری بشه موهای  آردین رو  به این وضعیت در آوردیم   ...
29 مرداد 1394

شبهای سخت آردینآوینا

پروژه ها در مورد آردین و آوینا در حال پیگیری است پروژه هایی مثل وزن گیری آردین،راه رفتن هر دوتاشون اما در این بین شاید یکی از سخت ترین پروژه ها خوابوندن آردین و آویناست که باعث شیفتی شدن خوابیدن من و مادرتون میشه آردین بد نمی خوابه حتی برخی موقع ها در حالت نشسته هم می خوابه مثل این حالت:  اما آوینا اصلا خوب نمی خوابه باید هر بار با مصیبت عظما و با ترفندهایی مانند خاموش کردن چراغ و یا به خواب زدن خودم شما را بخوابونم.یا بعضی وقتها به بونه شیرخوردن رو پام بزارم تا بخوابین اما وقتی هم آوینا میخوابه به خواب عمیق می ره مثل این حالت    اما از دیگر توانائی های جدیدتون خرد کردن خیار به روش سالاد شیرازی است و خیار رو به ...
29 مرداد 1394

روز دختر و هدیه من برای آوینا خانوم

دختر گلم دیشب مریض شد،جیگرگوشم سرما خورده،با وجود اینکه من کولر هم تو شب روشن نمی کنم عزیز دلم سرما خورد به همین خاطر ملوسکم دیشب همش بیدار شد،اما تیمارگر وقتی بابا آرش باشه دیگه نباید هیچ غمی توی دنیا داشته باشه آخه من جونم براش در میره. تاصبح با هر گریه با یه نوازش آرامش رو بهش هدیه می کردم. امروز هم روز دختر بود به همین خاطر الان باباش یه کفش جقجقه آبی خوشگل براش گرفته تا دیگه کم کم راه رفتن رو شروع کنه. ماجرای کفش جقجقه اش هم جالبه امروز روحانی شرکتمون گفت امروز روز دختر و شمائی که دختر دارید برای دخترتون یه هدیه بگیرین.آخه من با چی میتونستم دختر گلم رو شاد کنم به غیر از یه کفش که کم کم راه رفتن رو شروع کنه. دختر گلم ر...
25 مرداد 1394

آوینا و اولین تلاشها یرای راه رفتن بدون کمک

بعد از یکسال و چهارماه آوینا خانوم تصمیم گرفت راه بره (لازم به ذکر است دوقلوها یک مقدار دیرتر از دیگران شروع به راه رفتن می کنند)البته را رفتنش در حد سر پا ماندن با دو دستش و نگرفتن جائی است. از اتفاقات مهم دیگه در زندگی آردینآوینا جنگهای گلادیاتور مآبانه اونهاست.درسته که آوینا به مراتب قویتر از آردین است اما آردین حریف دست و پل بسته ای برای او نخواهد بود آردین در این اوضاع از هوش خودش کمک می گیرد وقتی که آوینا حواسش نباشد موی اون رو می کشهدلیل درگیریشون هم بیشتر در خصوص وسائلی که دست یکیشون هست می باشد مثلا قاشق رو آوینا گرفته آردین هم قصد داره اون رو داشته باشه اون وقت است که این دو به جون هم می افتند.جالب اینکه به ناگاه دل هر دو تاشون ...
22 مرداد 1394

گریه های شبانه آوینا و نا توانی دیگران در برخورد با این اتفاق

دیشب آوینا مثل 2شب گذشته از خواب با صدای جیغ بلند شد و من هم به همین علت برای خواباندن آوینا از خواب بلند شدم و بعد از نیم ساعت با مدیریت درست تونستم آوینا رو آرام و بخوابونم(روش رو نمی گم چون حق چاپ رو برای خودم محفوظ می دونم).این من هستم که تنها توانائی برخورد با این اتفاق را دارم و این رو به عینه دیدم که دیگران توانائی برخورد با این اتفاق را ندارند دو شب گذشته هم همین اتفاق برای ما افتاد اما این اتفاق در خانه مادر بزرگ و پدربزرگتون افتاد آوینا در حال گریه کردن بود  ومن هم چون خانه خودمان نبودیم از امکانات کمی در این زمینه برخوردار بودم و پدربزرگتون خواست شما رو آروم کنه نه تنها موفق به انجام کار نشد بلکه نتونست دیگه بخوابه.آوینا بعد ...
15 مرداد 1394

آردین در مسیر ترقی

آردین با توجه به پیشرفتهای هفته های اخیر الان در حال یادگیری ایستادن بر روی دیوار است این در حالی است که تا 3 هفته گذشته حتی 4 دست و پا هم بلد نبود اما الان با توجه به یادگرفتن 4 دست و پا شناختش نسبت به فضای پیرامونی بهتر شده است. آوینا هم در حال یادگیری زبان است کلمات تک مضرابی را یاد می گیرد مثلاً اگه حرفی رو بزنیم ان حرفها را تکرار می کند.
5 مرداد 1394
1